خرید بک لینک

درباره سایت

داستان ما❤

امکانات وب

بی خابی زده ی سرم افکار مشغوله دارم درو دیوارو نگاه میکنم اخ چ شب بدیه امشب اه سرمام خوردم ک دیگه هیچی تنها دلخوشیم بارسا سه صفر پیروز شد با لگانس و رئال مادرید با اتلتیکو مادرید داربی امشب صفر صفر مساوی شد دلم خنک شد اینو دیه خخ میخام برقصم اونم کردی حالا دیه مهم نیس مهم اینه من بی خابی زده به سرم و خروپف دوستم اشرف جونم البته پسرع اسمش اشرفه من میگم اشرف جونم نمیذار کپه مرگمونو بذاریم این پنج و نیمصبحی که خابمون میاد حداقل حالا شجریانم میخونه ها ولی کم نتوکشش بده گوشمون کر شده ن ب عرعر مهراب اونموقع ها الان ب گوش کر کنی ممدرضا حالا اینا بگذره فردا باس تخم مرغ بخورم خدا کلا خودم شدم مرغ مخ تعطتیل افکار پریشون . بیخیال اصن:) . حادثه کرمانشاه هع خدا کمکشون کردم نقدی خدایا ازم قبولش

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 15:54

یه شبایی گندو دارم شروع میکنم اه انقد دلنوشته نوشتم مغزم افلیج شد فردا عمل دارم قرار بود شنبه باشه یعنی عمروز ولی آمادگی نداشتم قراره فردا سات نه صبح عمل کنم باید چند ماه تو جا باشم هع دیگ یونی فعلا حذف کلاسام باید بشینم تو خونه خودم بخونم تا این ترمو نیوفتم هوووف خانم آندیل بازم گفت مستر محمدی بوی عطرت تو کلاس میپیچید تو کلاسمون الان سیگارت خفممیکنه ساری یکم عقب وایسا گفت اخر کلاس کارت دارم هوففف باز گیر داد بهم ک چرا حوصله درس نداری یع مدته اصن زندگیم تایمه خودشو ندارع میرم کانال خودمو با نوشته هام آرومکنم خانم آندیل شاگرد کلاسه خودمونه شاگرد نمونه کلاسمون الان دبیر شده نمیدونم چراع چون اقای هوف سیبیلی مریض شده و تموم اصن منتظرش نشدم اه حال نداشتم مستقیم رفتم خونه گوشیم زنگ خورد آید

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 15:54

صفحه بندی